کدام سیاره چهارمین سیاره بزرگ است؟

فرض کنید در یک مکان تمامی اجزاء از انسان گرفته تا سایر اجزا به اینترنت متصل باشند و ما بتوانیم با ذهن خودمان به آن­ها دستور داده و آن­ها را هدایت کنیم. درخت­ها در این فیلم به هم از طریق شبکه ­ای متصل بودند. به نظر می رسد منظر شبانه و منظر روزانه در فیلم آواتار از تعادل برخوردار بوده ­اند و هیچکدام ارجحیت بر دیگری نداشتند، همان قدر که اتفاقات مهم در ساعات شب رخ می ­داد به همان میزان هم در روز مشاهده می ­شد. حلقه ها بسیار پهن اما خیلی نازکندعرض درخشانترین بخشها تقریباً 72000 کیلومتر است ولی ضخامتشان فقط 150 متر است به همین دلیل هنگامی که حلقه ها را از پهلو نگاه میکنیم به نظر می رسد که محو شده اند.

این ایده در سال 2009 خیلی دور از ذهن بود اما حالا تقریباً عادی است. ، اروین شرودینگر در سال 1926 با استفاده از این ایده به منظور توسعه یک مدل ریاضی از اتم که الکترون به عنوان موج سه بعدی به جای ذرات نقطه. عضو هیئت علمی گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: بعد از سال ۲۰۰۶ سیارات متفاوتی کشف شدند که فکر میکنم باعث ایجاد یک تجدید نظر دیگر در تعریف سیارات شده است. از آنجا که ما پلوتو را به عنوان یک سیاره رسمی از دست دادیم ، به نظر می رسد که عطارد اکنون کوچکترین سیاره منظومه شمسی محسوب می شود.

در فیلم “رقصنده با گرگ” تاریخ سرخپوست ها به تصویر کشیده شده است و این فیلم گویای یک زندگی پاک و عمیق در طبیعت است و مقایسه سرخپوستان با سفیدپوستانی که هیچ چیز جز تصرف و قدرت برایشان مهم نیست. در صحنه ­های مختلف فیلم می ­بینیم که انسان با اتکا بر قدرت خویش همواره در صدد چیرگی بر طبیعت بر می ­آید اما از طرفی دیگر طبیعت نیز با استفاده از نیروهای نهان خویش به مقابله برمی ­خیزد و نهایتاً نیز موفق می ­شود انسان­ها عقب رانده و تعادل را برقرار نماید.

معمارِ ارسطو این قدرت را داشت که گونهای از کنترل اجتماعی را اعمال کند؛ یعنی به مردمی که بهواقع ساختمان را میساختند دستور بدهد. این تغییرات بر منظر شهری چه تاثیری خواهد داشت؟ 12صفویان برای رشد علم و گسترش آموزش چه اقداماتی انجام دادند ؟ او در یک خانواده اشرافی رشد یافت اما هیچگاه مانند یک اشرافزاده رفتار نکرد او عاشق انسانها و طبیعت بود. سرخ پوستانی که یک سفید را در خود حل میکنند و به خاطر وجود فرهنگ و اخلاق نیک او را جذب خود میکنند ولی در مقابل سربازان سفیدپوست مردی از نژاد خودشان (کوین کاستنر) که یک سرخپوست شده را شکنجه میکنند.

عاشق گل سرخ میشود در مسیر سفر قرار میگیرد، سفری که در جست و جوی دوست به زمین میرسد. این موجود بیگانه که نگران است انسانها او را پیدا کنند، با پسرکی ۱۱ ساله آشنا میشود که با او مهربان است. نکته جالب توجه این است که در این صحنه­ این چهار عنصر به عنوان ناجی و کمک دهنده به آواتار ظاهر شدند و هر بار او را از خطر مرگ رهایی بخشیدند. این فهم و درک در ابتدا در آواتار (جیک سالی) وجود نداشته است اما او با پشت سر گذاشتن مراحلی سخت توانست به حقایق طبیعت دست پیدا کند.

از نظر من تناظرهای زیادی بین این فیلم و تاریخ استرالیا وجود دارد. روایت معصومانه و دوستداشتنی «ئیتی» احتمالا در تاریخ سینما تکرارنشدنی به نظر میرسد. این فیلم به نوعی تاریخ تلخ استرالیا را به تصویر می کشد و یادآوری می کند که تمامی بلایایی که انسان مدرن بر سر قاره استرالیا آورده است می­ تواند در دیگر نقاط زمین هم تکرار کند. قسمت دوم این فیلم هم که قرار بود در سال ۲۰۲۰ اکران شود به دلیل شیوع ویروس کرونا به تعویق افتاد.

این فیلم که در سال ۲۰۱۸ اکران شد، داستانش را در حوالی سال ۲۰۲۰ روایت میکند. فیلم «یک مکان آرام» تلاش میکند پاسخ مناسبی برای این پرسش داشته باشد. این موضوع از فرضیه بحث برانگیز مبنی بر برخورد یک ستاره دنباله دار بزرگ با زمین در حدود 13 هزار سال پیش باعث انقراض بزرگزیاگان در آمریکای شمالی و پایان دادن به تمدن کلوویس شد. در حقیقت ما یک world wide web درختی داشتیم! ما در فیلم آواتار منظر جنگ، منظر آیینی، منظر طبیعی، منظر آسمان، منظر آسمانِ آسمان (منظر فضا)، منظر پس از سانحه و منظر شفابخش را دیدیم. در قسمت هایی از فیلم دیده می شود که نی تیری (شخصیت اصلی زن) اعتقاد قلبی عمیقی به دانه های درخت مقدس دارد و آنها را نشانه هایی از جانب مادر طبیعت می داند.

جهت خوانایی منظر برای بیننده اِلمان­ها و نشانه ها با نام­های خاص نام­گذاری شده بودند. در صحنه ­هایی که کارگردان قصد به تصور کشیدن اتفاق خاصی را داشت، با قاب کردن منظر این اتفاق را پر رنگ تر جلوه می ­داد. درخت هایی با اسامی و نقش های متفاوت که هرکدام در جایگاه خودشان برای ناوی ها ارزشمند بودند و با آنها ارتباط خاصی برقرار می کردند، به عنوان مثال درخت مقدس، درخت زندگی، درخت روح و درخت شنوا. می ­توان از این نکته برداشت نمود که انسان­ها به عنوان موجوداتی بیگانه برای ناوی ها، از معماری و منظر به عنوان زبانی مشترک استفاده نمودند تا (به دروغ) به ناوی ها نشان دهند که از جنس خود آن­ها هستند و طبیعت برای آن­ها ارزشمند است.

ضمن این که فشار می تواند تا ۵۰۰ هزار اتمسفر باشد. گاهی طبیعت مورد ستایش قرار می­ گرفت گاهی اوقات یگانه پرستی به نمایش در می ­آمد، در سکانس ­هایی کشتن حیوانات به مثابه گناهی نابخشودنی به تصویر کشیده می­ شد و در صحنه ­ای دیگر کشتن حیوانات جهت بر طرف نمودن نیاز به خوراک عملی جایز بود. در سکانس­هایی جایگاه طبیعت بسیار بالا فرض می ­شد اما در صحنه­ هایی نیز برای نشان دادن قدرت، آواتار به تسخیر و رام نمودن حیوانات و طبیعت وحشی روی می­ آورد. در این فیلم عناصر طبیعی فرای اراده انسانی (منظور ناوی­ ها، انسان­ها و آواتار است) دیده می­ شود و گواه این مدعا زمانی است که موجودی روی تیر و کمان ناوی می ­نشیند و وی را از تیراندازی منصرف می­ نماید.

بلکه مقصود وی آن است که’وجود‘ محمولی نیست که خواص ماهوی موجودات را حکایت کند. به­طور کلی می­توان ویژگی­های فلزکاری دوره سلجوقی را چنین بیان کرد: الف – کانون درخشان فلزکاری این دوره شهرهای ایالت خراسان بوده است که بسیاری از آثار رقم­دار و با امضاء، گویای آن است. این موجودات بینایی ندارند و تنها با کمک صداها میتوانند شکارشان را پیدا کنند. در این نوشته از جواهرلوکس به مواردی مثل معرفی و بررسی انواع سنگ حدید، روشهای تشخیص حدید اصل از تقلبی چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید