سوالات درس چهارم وپنجم جغرافیای پایه دهم

می دانم که خسته یی، دمی چای بگیر با این چند سطر، ای مشهور ترین مسافر شهرم، سنگ ها را به آذرخش تبدیل کرده ای. هر چه شوهر را بر او تحمیل می کنند، ثریا تحملش می کند و دمی هم بفکر جدایی عملی از او نمی افتد و تمام جوش و جوانیش را به تار خامی می بندد و به امید عبثی به پیش میرود که خود نیز ، انجامش را نمی داند.

کتاب رها در باد، زاویه های مختلف دیگری نیز دارد که خواننده آگاه باید به آن بیاندیشد و آنرا تحلیل و ارزیابی نماید و می ارزد که حتی در دانشگاه ها دانشجویان را تکلیف دهند تا روی این سند مهم و تاریخی کار نموده و اسرار زیادی را از آن کشف نمایند. کوه بیستون یکی از جاذبه های گردشگری کرمانشاه می باشد و نشاط آوران به شما پیشنهاد می کند تا از این اثر تاریخی زیبا و باارزش دیدن کنید.

اصحاب کهف (یاران غار)، عدهای مؤمن مسیحی که در دوران دقیانوس (۲۰۱ -۲۵۱م) یکی از حکمرانان روم باستان زندگی میکردهاند. اما زیبا، جان پرور و روح نواز، حتی می توان گفت نثری که قرینه ( سهل ممتنع ) است، نثری که حلاوت پرداخت های داستانیی فنی – هنری را دارد. از زمان کشف اورست تا به امروز که جمعیت دنیا نزدیک به 8 میلیارد نفر است، تنها نزدیک به پنج هزار نفر به اورست صعود کردند که در میان آن ها، نزدیک به 250 نفر جان خود را از دست دادند.

داستان صعود به دیواره ال کاپتان توسط آلکس هانولد آنهم به روش فری سولو. به نظر می رسد سرخ دم لکی پایتخت پادشاهی به نام ال پی بوده اما سرخ دم لری در واقع یک پرستشگاه بوده است. تقسیمات اداری از سال (1773) به بعد درست از زمانی که تیمور شاه کابل را پایتخت خود قرار داد. همیشه به استعداد طبعی، ذکاوت و حافظۀ فوق العاده و طبیعت شاعرانۀ این زادۀ کهسار منزوی شغنان و فرزند دامنۀ پامیر، حسرت خورده ام که دریغ محیط اجتماعی نداشت و گرنه یک شاعر بزرگ ملی میشد.

مساحتی حدود 1400 کیلومتر مربع در پیرامون این کوه، از مواد آتشفشانی پوشیده شده اند و طبق شواهد موجود اینطور به نظر می آید که کوه بزمان جدیدترین آتشفشان ایران است که دهانه آن 500 متر قطر دارد و از قطعات بزرگ گدازه تشکیل شده است. این گنبد خیلی بزرگ بوده و گسترش شمالی آن تا طول سه کیلومتر ادامه دارد. رودی با سراب ها و چشمه های زلال که در مسیر خود آبشارهای زیبایی را به وجود آورده می رود تا در دهانه ورودی شیرز به رودخانه خروشان سیمره ملحق شود. در ارتفاع حدود ۴۸۰۰ کرامپون ها را بسته، پوشاک گورتکس را پوشیده و ادامه مسیر را بر روی یخچال آرارات طی کردیم.

سنگهای این کوه غالبآ از جنس سنگ خارا بوده، به طوری که مسیر صعود به قلهٔ این کوه را با دشواری همراه میسازد. تاکنون چه تعداد از قلههای سرزمینتان را صعود کردهاید؟ مسافر رفت و گفت: یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت. آنگونه ای که در مادۀ قانون اساسی در فوق تذکر رفت، قومی را در افغانستان، بنام “قرغز” داریم که در قانون نیز مسجل شده است، بنااً دقیقترین قوم پامیری همین برادران قرغز ما هستند، و ما حق نداریم که یک قوم زنده را با سرزمین شان محو بسازیم و نام خاک شان را تصاحب نماییم، و یا خود را در آنها منحل بسازیم، که در هر دو صورت اقدام نیکی نخواهد بود.

کمتر کتابی را سراغ داریم که این همه زود و پرشتاب، شهره آفاق گردیده و محبوب دل ها شود. چون، با همه ای سوز و گداز و عواطف یک زن و یک مادر نوشته شده است، حس نامریی و غیر مترقبه به انسان دست می دهد، یا دست هایت می لرزد، یا نا خود آگاه اشک می ریزی, یا لبخند بروی لبان جاری می شود و یا گاهی سکوت می کنی که این خود نوعی جادوی قلم نویسنده را نشان میدهد، که شاید به شکل معجزه آسا، حتی خواننده حس می کند که خالق اثر ، هم گاهی در پردازش و بیان قصه ها که چنین زیبانگاری های نهفته دارد، متوجه نشده باشد قصه ها و حکایات به تصویر کشیده شده باشد.

از لابه لای اوراق کتاب ( رها در باد ) پنهانی ترین احساساتم را دریافتم، صدایم را زیر هر برگش به تصویر کشیدم و زمزمه کردم کاش این تکه های ماه را سال های قبل برایم می نوشتی، که هر واژه و رایحه حرف هایت جاده ها را معطر می کند، نگران نیستم، اگر این تکه های احساس را که از هفت دروازه بهشت قلب یک زن فریاد می کشد محروم می بودم ، مرا دچار سرکش ترین نگاه ها و بی پایان ترین حرف ها می کرد.

زیرا که اثر” اشک حسرت” مجموعۀ تلاش ها و مساعی مشقت بار چهل ساله ام در امر انعکاس حقایق انکار ناپذیر انسان دوستی و عدالت خواهی بوده که در این تابوت همیشه سیارو سیاح خستگی ناپذیر اشعار و سروده هایم رسم تدفین یافته و بمثابۀ خدمت به جامعۀ مدنی و انسانی، و به یاران و دوستان حق شناس، معارف دوست و خادمین راه آزادی و عدالت تقدیم وتکریم میدارم، تا رسم و سنت جامعۀ محنت کش انسانی را ادا کرده باشم، بدرقۀ این گورستان آرزوهای عشق، وطن و خلق های محروم و بی دفاع میهن سازم و امید میبرم که این آرزو ها و امید های واپسینم را ذریعۀ نسیم صبحگاه هان و امواج خروشان و بی پایان رود جیحون بتوانم به اهل دانش و فرهنگ که در فضای صداقت و کمال ایمان داری و هوای شاداب، خوش گوار و زرافشان شغنان بدخشان افغانستان زیست مینمایند، بمثابۀ برگ سبز تحفۀ درویش، به ودیعه گذارم.” باید گفت که بسا انسان ها ” عدیم ” را هم از نزدیک و هم از طریق آثارشان بسیار خوب می شناختند ، اما هیچگونه اسناد و مدارک تحریری را در اختیار نداریم ، به استثنای یک مرقومه کوتاه که انعکاس دهندۀ همۀ ابعاد زندگی فرهنگی، ادبی و میهن پرستی اورا ترسیم کننده است، در زیر مرقوم میداریم تا از آفرینش تفاهم نادرست در ذهن برخی ها درمورد اینکه توصیف و تعریف ما در زمینه فارغ از رئالیسم و صداقت قلم بوده ویا اینکه بر مبنای وابستگی قومی و باور های کیش دینی بوده باشد.

گذشته از این ها شاعر وطن پرست است و در مکنونات قلبی او شعله های میهن پرستی بالا است، البته وطنش را با خلق محروم آن سخت دوست دارد.” (م.ط. در فرجام ” عدیم ” همواره با مسایل مشابه دست و پنجه نرم نموده و با احساس خستگی و کسالت از هر گونه تغیرات و تبدلات، بی تفاوتی ها، تفرقه اندازی های مغرضین زمان، توهین و تحقیر، تبعید، تنزیل و تقرر، دستگاه نا مقدس حاکمیت و حکومت داری را با رسم اعتراض و اغواء ترک و به زادگاه خویش، شغنان کم نان،بی معاش،عقب نگاهداشته شده، اما با احساس، معارف دوست، باورمند، مخلص، جمع گرا، تعدد پسند، مؤمن صفت و در نهایت امر معتقد به باور ها و داشته های تاریخی به گونۀ ریالستیک آن، روانۀ راهروان طریقت ، حقیقت و معرفت گردیده و بدون در نظر داشت هر گونه خستگی و کسالت آمادۀ مبارزه و اجتهاد واقعی دیگر میگردد که جهاد اکبر است ودفاع از عقیده، ایمان و هویت عقیدتی تاریخی ای که پیر شاه ناصر خسرو مانند سایرین در زینت بخشی حقیقی آن نقش تاریخی، شرعی و فقهی خود را به وجه احسن،انجام داده بود و به دیگران نیز برای همیشه به ودیعه گذاشت.عدیم زمینه های اختیار روانی اش را چنین انعکاس میدهد: چه اندازه دلریش و آزرده باشم چه اندازه افگار و افسرده باشم ز جور حسودان وحشی صفت چه مقدار خون جگر خورده باشم بدین حال و اندیشه ام آنکه روزی سر خاکم آیند و من مرده باشم دل پر غم و آرزوی وطن سوی خاکدان لحد برده باشم ” عدیمم” که گردد وجودم عدم به یک تودۀ خاک گسترده باشم ” عدیم ” قبل از آنکه داعی اجل را لبیک گفته باشد، پیام حقیرانه، فقیرانه اما حکیمانه اش را که مملو از احساس عالی انسا ندوستی و معارف پروری است به امید اینکه نسل های آیندۀ “عدیم ” وعدیم های آینده را مانند عدیم گذشته را به باد فراموشی نه سپرده باشند، و ادای احترام به آرمان های انسانی و عقیدتی شان که از طریق اشعار و سروده هایش انعکاس یافته اند، بجا آورده باشند چنین اظهار امید نموده است که اینک انعکاس میدهیم که به خامۀ خود او نگارش یافته است.

دیدگاهتان را بنویسید