سفر به منظومه شمسی

برای مثال، در یکی از صحنههای این اپیزود خبرنگاری را میبینیم که موافقتِ گنگره با تصمیم رئیسجمهور برای تغییرشکل دادنِ تمام بوقلمونهای کشور به اَبرسربازانِ انساننما را اینگونه گزارش میکند: «رئیسجمهور کرتیس دستور دادن تا همهی بوقلمونهای آمریکا به اَبرسربازانِ هیبریدی تبدیل بشن؛ حرکتی که در پی سومین افزایشِ حقوقِ نمایندگان گنگره طی شش ساعت اخیر از حمایت صد درصدی آنها برخوردار است». ترکیب درصدی جو مریخ نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. اتفاقا یک نمونه از مورد آخری در این اپیزود از ریک و مورتی وجود دارد. استدلال دیگری در علم زیست شناسی وجود دارد که نشان میدهد هوش نمیتواند در کمتر از سه بُعد وجود داشته باشد.

اورانوس و ناهید نمونه بهتری از این پدیده نشان میدهند؛ اگرچه اورانوس تقریبا ۱۷٫۸ برابر جرم ناهید است، ولی قطر ۴٫۲ برابر بزرگتر آن باعث منفی شدن قطر میشود. جین گریوز محقق ارشد این پژوهش از دانشگاه کاردیف می گوید: ما با جرات می گوییم وجود نانوالماس ها بهترین دلیل برای تولید چنین نور درخشانی است که اطراف ستاره های تازه متولد دیده می شود. در منظومه شمسی هشت سياره وجود دارد كه دور ستاره اي به نام خورشيد مي گردند. به عبارت دیگر، مردمِ این شعاع پنجاه کیلومتری نمایندهی مولفههای سنتیِ تمدن آمریکایی هستند و هرکسی که شبیهشان نباشد بهطور اتوماتیک بهعنوانِ تهدیدی علیه هویتِ استثناییشان حساب میشوند.

در همین حین، سریال واقعیتهای نه چندانِ پسندیدهی نظامیگری مُدرنِ آمریکایی را که معمولا در گفتمانِ جریان اصلی نادیده گرفته میشود نقد میکند؛ برای مثال، در جریانِ نبرد نهاییِ اپیزود چند سرباز پس از مواجه با کُشته شدنِ خشونتبار بوقلمونهای اَبرسرباز بهدستِ بیگانگان و خورده شدن جنازههایشان توسط آنها با وحشتزدگی از خودشان میپُرسند: «ما سمت کی هستیم؟ در توصیفِ آن اپیزود پُرسیدم: «گرچه اپیزود چهارمِ فصل چهارم که به اژدهادار شدنِ مورتی اختصاص داشت تاکنون بهطور جمعی بدترین اپیزود سریال شناخته میشد، اما حتی مشکل اصلی آن اپیزود نه ایده و محتوای آن، بلکه اجرای ضعیف و سرسریاش بود.

از آنجایی که آمریکا در نتیجهی ساکن شدنِ اروپاییان در این سرزمین شکل گرفت، پس استعمارگران به منظور متمایز کردنِ خودشان از اسطورهشناسی ملی بریتانیا، باید از صفر یک تاریخ و یک شخصیتِ ملی منحصربهفرد را برای خودشان میساختند. این فاصله آنقدر کم هست که نور سیاره بهخوبی به ما برسد و در نتیجه بررسی و تحقیق در مورد ویژگیهای آن امکان پذیر باشد. زمان مقابله بهترین فرصت برای رصد سیاره مشتری است. محققان این سیاره را در رصد خانه پارکس که یک رصد خانه رادیوتلسکوپی است که در۲۰ کیلومتری شهر پارکس در استرالیا واقع شده است، رصد کرده اند.

عبور بعدی سیاره زهره از مقابل خورشید در دسامبر سال ۲۱۱۷ رخ میدهد. در ستاره شناسی، بیشتر ویژگیهای یک سیاره بهواسطه بررسی تغییرات نور ستاره در هنگام عبور سیاره مشخص میشود. اکنون این باور بهوجود آمدهاست که درجه فلزیگی – یک اصطلاح اخترشناسی که میزان فراوانی عناصر شیمیایی با عدد اتمی بزرگتر از ۲ (هلیم) را نشان میدهد – میتواند احتمال سیاره داشتن یک ستاره را تعیین کند. به خاطر همین چرخش آهسته، هسته فلزی آن نمیتواند یک میدان مغناطیسی قدرتمند، مشابه مگنتوسفر زمین تولید کند.

لیوانِ این اپیزود پیش از اینکه فرصتی برای پُر شدن داشته باشد، با بیزاری به دیوار کوبیده و متلاشی شده است». از گزاره «تمام کلاغ­های مشاهده­شده سیاه­اند»، نمی­توان لزوماً نتیجه گرفت همه کلاغ­ها سیاه­اند و اگر کسی این گزاره را نپذیرد، تناقض لازم نمی­آید. به عبارت دیگر، ریک روزولت را حتی شایستهی لقبِ «هیولا» هم نمیداند؛ از نگاه ریک او یک سیاستمدار دیگر مثل سیاستمدارانِ امروز بوده است و لیاقتِ این همه بزرگداشت و اسطورهپردازی را ندارد. این مسئله همان چیزی است که ریک و مورتی در این اپیزود با آن کار دارد و به سخره میگیرد: در طول این اپیزود میبینیم که چگونه اسطورههای آمریکا بهطور فراگیر در قالبِ محصولات فرهنگی رواج داده میشوند و بهطور غیرمستقیم گسترش پیدا میکنند؛ یکی از این محصولات فرهنگیِ ایدئولوژیزده آهنگی است که روی مونتاژِ خداحافظی کردنِ سربازان از همسران باردارشان برای مشارکت در مأموریتِ تغییرشکل به بوقلمون پخش میشود؛ این آهنگ با بهجنبوجوش انداختنِ عِرقِ ناسیونالیستی سربازان اینطور وانمود میکند که آنها وظیفه دارند برای متوقف کردنِ خطری که سبک زندگیشان را تهدید میکند، خود برای پیوستن به برنامهی بوقلمونسازیِ ارتش داوطلب شوند.

نیمهی دوم فصل پنجم ریک و مورتی با اپیزودی که به جنگِ بوقلمونیِ ریک و رئیسجمهور میپردازد، آغاز میشود؛ با اپیزودی که به تلاش ریک برای جمعآوری قطعاتِ رُباتهای غولپیکرِ انیمهای اختصاص دارد، یکی از بیرمقترین اپیزودهایش را ارائه میکند؛ با اپیزودِ قدرتمندی که از فرمولِ داستانگوییِ درخشش ابدی یک ذهن پاک برای گشتوگذار در خاطراتِ مشترک ریک و آدمپرندهای استفاده میکند، ادامه پیدا میکند؛ با اپیزودِ خندهداری که ریک دو کلاغ را بهعنوان وردستهای جدیدش جایگزینِ مورتی میکند، جلو میرود و درنهایت، به اپیزود فینالی منتهی میشود که خط داستانیِ مورتی شرور را به سرانجامی آخرالزمانی میرساند.

هر چه قدر نشانه شناسی پیشرفت می کند دست راست بیشتر به عنوان دست فیزیکی-جسمانی شناخته می شود زیرا در بسیاری از فعالیت های فیزیکی این دست نقش فعال تری دارد و دست چپ به عنوان دست ذهنی-روحی، زیرا این دست نماینده ی شخصیت و عقاید شماست. و رئیسجمهور فقط در صورتی میتواند سربازان را برای پیوستن به رقابتِ حقیرانهی اثباتِ قدرت و مردانگیاش به ریک متقاعد کند که از نمادهای اساطیریِ آمریکا برای جلوه دادن آن بهعنوان نبردی حیاتی و ارزشمند استفاده کند.

برخی از نظریه پردازان توطئه ادعا کردند که سایت توسط مقامات یا یک آژانس مخفی بسته شده، اما اسکات گفت که او متوقف شده، زیرا علاقهمندان به بشقاب پرنده مانند او جدی گرفته نمیشدند. عناصر بعدی آهن با ۵٪، کلسیم با ۴٪، سدیم، پتاسیم و منیزیم هر کدام به اندازه ۲٪ از تر کیبات زمین را تشکیل می دهند. مساله آلودگی هوا که یکی از ابعاد آلودگی های زیست محیطی را تشکیل می دهد از حادترین مسایل ناشی از تمدن انسانی در جهان امروز به شمار می آید که از جهات مختلف چرخه و سیستم حیات را بر روی سیاره زمین مورد تهدید قرار داده است.

4- عنکبوت یا شبکه که درون عنکبوت دایره­ای کامل قرار دارد و از آن به عنوان بروج دوازده­­گانه نام برده می­شود. گرچه این سربازان تصور میکنند که دارند جانشان را برای حفاظت از ارزشهای آمریکا، برای دستیابی به هدفی بزرگ و غرورآمیز به خطر میاندازند، اما در حقیقت، آنها به بازیچهی دستِ یک رئیسجمهورِ کینهای در دشمنی شخصیِ بیاهمیتش با ریک بدل شدهاند؛ هیچ چیز افتخارآمیزی در مُردن به دستور این رئیسجمهور وجود ندارد؛ آنها چیزی بیش از تلفات پوچ و بیهودهی رئیسجمهوری که میخواهد آنها را در راهِ از رو بُردنِ ریک، در راهِ رو دست زدن به دشمنِ دیرینهاش قربانی کند، نیستند.

نکته اما این است: همانطور که جان کوکلی، استاد دانشگاه دابلین میگوید، اسطورهها هرچقدر هم قوی باشند، بهتنهایی برای شکل دادن به یک ایدئولوژیِ ملی کافی نیستند. چه وقتی که آلمانِ دوران حکومتِ هیلتر از اُپراهای ریچارد واگنر برای به جنب و جوش انداختنِ روحیهی ناسیونالیستیِ مردم استفاده میکرد و چه نقشی که الکساندر پوشکین (شاعر و نویسندهی روسی) در دوران پسا-جنگهای ناپلئونی در تعریفِ زبان و فرهنگِ مُدرنِ روسی ایفا کرد.

همهی کشورها بر افسانههای فرهنگیشان سوار هستند و همهی حکومتها برای کنترلِ طرز فکر تودهی مردم به آنها تکیه میکنند. به بیان سادهتر، این اپیزود دربارهی تمام روشهایی که دولتها و ملتها از آنها برای ساختن و تدوامِ هویت خودبرترپندارانهشان استفاده میکنند، است؛ دربارهی این است که حکومتها چگونه حقایقِ تاریخ را در راستای کنترل مردم و تغذیهی نیاز مردم به افتخار کردن به خودشان بازنویسی میکنند و درنهایت، دربارهی شکستنِ حرمتِ جعلی این هویتِ ساختگی است. درواقع، همانطور که هایک پاول، نویسندهی کتاب «اسطورههایی که آمریکا را شکل دادند» میگوید، رشتهی «مطالعاتِ آمریکا» در روزهای نخستینش (از دههی ۳۰ تا دههی ۵۰) بهطور ویژهای به کشف و بررسی سمبلهایی که گواهی بر خاصبودن و یگانگیِ ایالات متحده در بینِ تمام ملتهای سراسر دنیا بودند، اختصاص داشت.

این نکته در بخشهای مختلفی از این اپیزود نمود پیدا میکند؛ همانطور که بالاتر گرفتم، یکی از سربازان تصمیمش برای تن دادن به پروسهی بوقلمونسازی را با یکجور وظیفهشناسیِ شرافتمندانه که تداعیگرِ پروپاگاندای جنگ جهانی دوم است توجیه میکند (“اون دنیا به چند مرد شریف و یه آزمایشگاه پنهونیِ پنتاگون که اونا رو به بوقلمون تبدیل کنه نیاز داره”). وقتی همسرش دومی را انتخاب میکند، ادامه میدهد: «خب، اون دنیا با اون خوردنیها، اون ماشینها و اون آهنگهایی که مردمِ این شعاع پنجاه کیلومتری ترجیح میدن، اون دنیا به چند مرد شریف و یه آزمایشگاه پنهونیِ پنتاگون که اونا رو به بوقلمون تبدیل کنه نیاز داره».

ترتیب قرار گیری اجسام در این سیستم از نزدیکترین به خورشید شامل؛ چهار سیاره داخلی، کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری، چهار غول گازی، کمربند کویپر، ابر اورت و هلیوسفر است. در این مطلب از وبسایت فایلمَس به ارائه پاورپوینت سیاره اورانوس، میپردازیم که در قالب 30 اسلاید پاورپوینت قابل ویرایش با فرمت pptx آماده شده و هم اکنون در اختیار شما دوستان عزیز قرار دارد. تلفیق این دو قصه در اینجا به موارد معاصری از جنگ ویتنام تا عراق اشاره مستقیم دارد نظیر تجهیزات نظامی انسانها (متحدین غربی) در برابر سادهترین سلاحهای ناویها.

پیش از این رکورد در دستان سیارههای Pi Mensae c and LHS ۳۸۴۴ b بود که به ترتیب ۶۰ و ۴۹ سال نوری از زمین فاصله داشتند. بهعلاوه اینکه کوتوله قرمز کنار این سیاره به طرز عجیبی آرام و بدون فعالیت است که در نوع خود کم نظیر است؛ و در نهایت مدار کوچک گردش سیاره به دور خورشید باعث میشود مشاهده عبور سیاره از مقابل ستاره بسیار ساده باشد. خورشید ستاره ای است که بدون آن حیات روی زمین نمی توانست وجود داشته باشد. این ستاره در پارسی با نامهای کاروانکش، وَراهَنگ، شبکش، خُنُک، تیر و تیشتَر نیز نامیده میشود.

دیدگاهتان را بنویسید