در میان چهار سیاره نزدیک به خورشید کدام بزرگتر است – ❤️ اسک 98

فصل پنجم ریک و مورتی با اپیزود فینالی به سرانجام میرسد که در هر زمینهای که فکرش را کنید، به جرات بزرگترین اپیزودِ فینال تاریخ سریال است: مقیاسِ عظیمی دارد؛ داستانی که روایت میکند، موردانتظارترین داستانِ سریال است؛ کنجکاویبرانگیزترین نقاط مبهمِ پسزمینهی ریک را بهطور جامع و قاطعانهای روشن میکند؛ داستان مورتی شرور، آنتاگونیست اصلیِ سریال را پس از پنج فصل تعلیق به سرانجامی حماسی میرساند و درنهایت، با دگرگونی بازگشتناپذیرِ وضع کنونی دنیای سریال، به کلیفهنگری منتهی میشود که احتمالات هیجانانگیزِ بسیاری را نوید میدهد و افقِ جدیدی را دربرابر سریال آشکار میکند. یا به قولِ مورتی شرور، منحنی متناهیِ مرکزی یک گهوارهی بینهایت است که به دور یک بچهی بینهایت کشیده شده است.

بنابراین، او تنها در صورتی میتوانست از این اطلاعات استفاده کند که بهعنوان رئیسجمهور انتخاب شده و کنترلِ سیتادل را بهدست بیاورد. گرچه ریکِ خودمان میتواند او را در دنیای واقعی زنده کند، اما وقتی ریکِ جوان متوجه میشود که زنده شدن، خارج شدن از حالتِ فعلیاش بهعنوان یک خاطرهی ثابت، به این معنی است که درنهایت به ریکِ سنگدلی مثل ریکِ خودمان بدل خواهد شد، با پیشنهاد ریک مخالف میکند و اعتراف میکند که ترجیح میدهد خاطره بماند.

نهتنها مورتی بالاخره کسی را پیدا کرده است که میداند بدل شدن به وردستِ ریک سانچر چه تجربهی عذابآوری است و میتواند دراینباره با او درد و دل کند، بلکه هماهنگیِ آنها در سکانسِ اکشنِ فرار از زندان به این معنا است که مورتی حالا بیشتر از اینکه یک وردستِ توسریخور باشد، یک همدست با حقوقِ برابر است. آنها اما به این کار بسنده نمیکنند، بلکه در حرکتی که تداعیگر کشتزارهای انسانها در ماتریکس است، حتی برای تولید مورتیهای بیشتر، آنها را بهطور انبوه کلونسازی میکنند.

به بیان دیگر، مورتیها فقط تولید نمیشوند، آنها با هدف بخشندهبودن تولید میشوند. به بیان سادهتر، این ریکها آنقدر مغرور هستند که از ترسِ اینکه نکند توسط چیزی باهوشتر و قویتر از خودشان به چالش کشیده شوند، بخشی از مولتیورس که در آن هیچکس نمیتواند روی دستِ آنها بلند شود را جدا کردهاند و بدون رقیب بر آن تسلط دارند. ب: آیاتی که علاوه بر بیان هماهنگی و تو ازون، به حد و اندازه (مقدار معین) در خلقت پدیدههای زمین اشاره میکنند؛ بحث اندازهگیری و حد و حدود (مترادف تعادل و میزان) در مورد خلقت پدیدهها در آیات متعددی از قرآن بیانشده است؛ در این زمینه در سورۀ رعد، آیه 8 میفرماید: «کُل شئ عندهُ به مقدار» هر چیزی در نزد او مقدار (معین) دارد.

این سیاره حدود 40 سال نوری یا 230 تریلیون مایل از زمین فاصله دارد. ابرهای چرخاننده به دلیل انواع مختلفی از گازهای اثرگذار بر روی آن رنگارنگ هستند و یکی از مهمترین ویژگیهای ابرهای تابناک آن، لکه بزرگ سرخرنگ است، طوفانی غول پیکر که بیش از ۱۰ هزار مایل پهنا دارد. به عبارت دیگر، همانطور که مورتی شرور به مورتی میگوید: «تعداد بینهایتی از بابابزرگِ ما وجود نداره، مورتی. همانطور که خودش میگوید، چیزی که مورتی شرور را شرور میکند این است که دیگر از رفتارِ سوءاستفادهگرایانهی بابابزرگش خسته شده بود و در نتیجه، هر مورتی دیگری هم که تاکنون از فریبکاری ریکها خسته شده بود، شرور است.

کار به جایی میکشد که هر دو طرف از تدوام بخشیدن به این چرخهی تکرارشونده و باطلِ کُشت و کشتار خسته میشوند. دانشمندان فکر میکنند که اگر مشتری دارای گونهای از زیست باشد، حیات در این سطح ساکن خواهد بود، چنین حیاتی در گاز خواهد بود زیرا در این سطح هیچ قسمت جامدی وجود ندارد. شاید اعتقادِ ریک به اینکه با وجود دسترسیاش به بینهایت دنیاهای موازی دیگر هیچچیزی اهمیت ندارد، بهانهای برای باقی نماندن در یک مکانِ برای طولانیمدت و وابسته شدن به دیگران است؛ چون آخرین باری که این اتفاق اُفتاد، خانوادهاش را از دست داد.

این اتفاق باعث میشود تا ریکِ خودمان پورتالگانش را برای انتقامجویی از قاتلِ خانوادهاش اختراع کند. شاید این فاجعه آنقدر تکاندهنده بوده است که او مدت زیادی را برای هضم کردن اندوهاش نیاز دارد یا شاید هم او با آگاهی از خطری که اختراع پورتالگان تهدیدش میکند (تنها شدن) دربرابر وسوسهی ساختِ آن و جستجوی قاتلِ خانوادهاش مقاومت میکند (بالاخره چیزی که او را از عواقب اختراعِ پورتالگان ترساند، از دست دادنِ رابطهی نزدیکِ فعلیاش با خانوادهاش بود و حالا با مرگِ آنها این مانع از میان برداشته شده است).

اما اتفاقی که در واقعیت میاُفتد این است که ریک شوکه از اتفاقی که اُفتاده است، مدت نسبتا زیادی را در خانهی درهمشکستهاش سپری میکند: او آنقدر افسرده، بیانگیزه و از درون مُرده است که حوصلهی هیچ کار دیگری جز اینکه در وسطِ خانهی درهمبرهمش بنشیند و به دیوار زُل بزند، ندارد. پاسخِ این سؤال چندان سخت نیست؛ چراکه خودِ ریک در دیالوگهایی فرامتنی نه یک بار، بلکه دوبار به تمِ اصلی فینال فصل پنجم اشاره میکند: «کاپیتالیسم». در پایان، ریک نهتنها هرگز انتقامش را نمیگیرد، بلکه هستی او را آهسته اما پیوسته از پا در میآورد و به یکی از مامورانِ هرجومرجِ خودش متحول میکند.

در اپیزود فینال، مورتی شرور کُل ذهنِ ریک را اسکن میکند (جلوتر به دلیلش میرسیم) و آن را در یک دستگاهِ پونزشکل ذخیره میکند. مثلا در اپیزود هفتم متوجه میشویم با اینکه ریک از بچه داشتنِ آدمپرندهای اطلاع دارد و با اینکه میتواند و خودش خوب میداند که دوستش با افشای این حقیقت خیلی سریعتر و راحتتر برای بازگشت به زندگی متقاعد خواهد شد، اما در عوض، تصمیم میگیرد تا آن را مخفی نگه دارد؛ چرا که او از این وحشت دارد که اگر بهترین دوستش از وجودِ بچهاش باخبر شود، آنقدر سرش با پدری کردن شلوغ خواهد شد که دیگر با او وقت نخواهد گذراند و او دوباره تنها خواهد ماند.

با اینکه سریال با این لحظه همچون یک شوخی رفتار میکند، اما تاریکیِ تکاندهندهای در پسِ آن نهفته است: تماشای اینکه ریکِ جوان آنقدر از فروپاشیِ اخلاقی و بیعاطفگیِ نسخهی پیرِ خودش وحشتزده است که زندگی نکردن را به زندگی کردن ترجیح میدهد، دقیقا یک نمونهی از همان نوع خشونتِ احساسیای است که ریک و مورتی را به خاطرش دوست دارم. اینجاست که ریک خاطرهی چگونگی از دست دادنِ دایان، همسرش و بث، دخترش را به مامور فدراسیون نشان میدهد؛ یک ریک از یک بُعد موازی دیگر در گاراژِ ریکِ خودمان با او دیدار میکند و تکنولوژیِ پورتالگان را به او پیشنهاد میکند.

مامور به ریک میگوید از آنجایی که مغزش تا پایانِ جلسهی جمعآوری اطلاعات ذوب خواهد شد، پس بهتر است که خاطراتش را برای آخرینبار بازبینی کند. این چیزی است که ریک را به پدر بنیانگذارِ سیتادل ریکها بدل میکند. اپیزود پنجم دربارهی این بود که ریک چگونه برای تسویه بدهیهایش به شیاطین، به آنها اجازه میدهد تا از ناخودآگاهی معذبکننده و گاگولبودنِ رقتانگیزِ جری برای خندیدنِ سوءاستفاده کنند. اما وقتی ماموریتش با کُشتنِ بیشمار ریکهای مختلف بینتیجه باقی میماند، او به دشمنِ شماره یکِ ریکهای موازی بدل میشود و ریکِ خودمان همچنان به کُشتنِ ریکهایی که برای کُشتنِ او میآیند، ادامه میدهد.

مولانا خورشید گرفتگی را ناشی از گستاخی و بیادبی خورشید میداند که با تجاوز از حد خود مبتلا به تاریکی میگردد. به عبارت دیگر، او برای آزاد شدن از این رابطه باید بخشی از خودش را نهطور استعارهای، بلکه به معنای واقعی کلمه فدا کند. مورتی به خودش میآید و میبیند او باز دوباره گرفتارِ یک رابطهی یکطرفه شده است و از آنجایی که او ازطریقِ پورتالِ کفِ دستش بهطرز جداییناپذیری به نیک متصل است، پس او برای خاتمه دادن به این رابطه هیچ چارهی دیگری جز اینکه عذابِ وحشتناکی را تحمل کند ندارد: مورتی با قرار دادنِ دستش زیر چرخهای یک قطارِ در حال حرکت، آن را از مُچ قطع میکند.

ریک به آدمپرندهای میگوید که او با اختراع پورتالگان به بینهایت دنیاهای موازی دسترسی دارد و حالا جز آدمپروندهای واقعا به هیچکس و هیچچیزِ دیگری اهمیت نمیدهد. ما از ابتدای سریال تاکنون شاهدِ سفر ریک و مورتی در تمام دنیاهای موازیِ ممکن «نبودهایم»، بلکه شاهد سفر آنها در تمام دنیاهایی که ریک در آنها باهوشترین فرد هستی حساب میشود، بودهایم. بنابراین، او نهتنها دستِ رد به سینهی ریکِ پیشنهادکنندهی پورتالگان میزند، بلکه تصمیم میگیرد از دانشمندبودن استعفا بدهد. پس از اینکه دَفنی متوجه میشود که دیگر خطرِ مرگ تهدیدش نمیکند، افشا میکند که در تمام این مدت واقعا عاشق ریک نبوده، بلکه از احساساتِ ریک برای نزدیک ماندن به او و اطمینان حاصل کردن از بقایش سوءاستفاده کرده بود.

چیزی که در فینالِ فصل پنجم متوجه میشویم این است: منحنی متناهی مرکزی محدودهای از مولتیورس است که ریکهایش باهوشترین افرادِ تمام آن محدوده هستند. از آنجایی که فهمیدنِ رویدادهای نسبتا پیچیدهی این اپیزود برای فهمیدنِ پیامِ زیرمتنیاش ضروری است، بنابراین پیش از آن باید به این سؤال پاسخ داد: دقیقا چه اتفاقاتی در این اپیزود اُفتاد؟ منو بگو که فکر میکردم استعارهی من از کاپیتالیسم زیادی تابلوـه! در پایان اپیزود خودانکاریِ ریک دربارهی انگیزهی واقعیِ دَفنی از پیوستن به آنها همانطور که سامر قبلا پیشبینی کرده بود و برخلافِ چیزی که ریک باور داشت، ثابت میشود: سامر از فضاپیمای ریک برای نابود کردنِ شهابسنگی که در مسیر برخورد به سیارهی بیگانه بود استفاده میکند.

در نتیجه، تکتک مورتیهایی که تاکنون وجود داشتهاند تمام زندگیشان را در زندانی ساختهشده مخصوصِ برطرف کردنِ نیازهای خودخواهانهی ریکها سپری کردهاند. ریک بیوقفه مشغولِ خوار و خفیف کردنِ مورتی و بدرفتاری با او است و جدیدترین نمونهاش در اپیزود یکی مانده به آخرِ فصل پنجم یافت میشود: در آغاز این اپیزود ریک از یک گردونهی قرعهکشیمانند برای انتخاب یک جفت کلاغ بهعنوانِ وردستهای جدیدش و جایگزین کردنِ آنها با مورتی استفاده میکند. هردوی آنها بر براساسِ تنفر مشترکشان از ریک با یکدیگر پیوند میخورند.

دیدگاهتان را بنویسید